چرا و چگونه ضدانقلاب بلشویک قیام کرونشتات را سرکوب کرد؟

به مناسبت صدمین سالگرد قیام کرونشتات

چرا و چگونه ضدانقلاب بلشویک قیام کرونشتات را سرکوب کرد؟

بخش سوم و پایانی

نویسنده: رنه برتیه – René Berthier برگردان: نادر تیف

زینوویف و حزب در پتروگراد

این زینوویف که به شکلی اسف‌بار بحران را اداره کرد، به طوری که نتیجه در تراژدی کرونشتات تأثیر داشت، که بود؟

لنین می‌گفت که زینوویف اشکالات او را کپی‌برداری و تکرار می‌کند و هنگامی که خطری رفع می‌شود، شهامت نشان می‌دهد. اسوردلف او را وحشت مسجم می‌دانست. (۲۶) کسی پیدا نمی‌شد که در باره وی به صورت خصومت‌آمیز حرف نزند. همه از غرور، بی‌لیاقتی، گستاخی و بی‌شعوری او گلایه می‌کردند. وقتی که جمله‌ای از او به نفع دمکراسی نقل می‌شد، حضار هر جلسه‌ای می‌خندیدند.

زینوویف در پتروگراد جمعی از پرولتاریا را با عوام‌فریبی دور خود گرد آورده بود و گمان می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تواند از این شهر تکانش بدهد. حتا وقتی استالین او را از تخت به زیر کشید، زحمتکشان به خیال این که شر خودکامه کوچک کم شده، هیچ واکنشی نشان ندادند. زینوویف نزدیک‌ترین همکار لنین بود. می‌توان از خود پرسید لنین چگونه او را مشغول می‌کرد؟

زینوویف به عنوان رهبر حزب در پتروگراد تلاش کرد تا کنترل ناوگان بالتیک را به دست بگیرد که زیر اتوریته‌ی یک اداره مرکزی به نام پوبالت بود که تروتسکی اداره می‌کرد. کمیته حزب در پتروگراد حتا به گروه‌های زیر دستش دستور داد که از اداره مذکور اطاعت نکنند. زینوویف می‌خواست از تنفر ملوانان کمونیست علیه پوبالت استفاده کند که به آنان اجازه هیچ ابتکاری نمی‌داد.

روز ۱۵ فوریه ۱۹۲۱ – دو هفته پیش از قیام کرونشتات – کمونیست‌های ناوگان جلسه‌ای پرتنش برگزار کردند و با افشای پوبالت از دستور کمیته حزب در پتروگراد برای سرپیچی استقبال نمودند. برخی از کسانی که در جلسه شرکت داشتند حتا خواستار حذف تمام بخش‌های سیاسی ناوگان شدند، خواسته‌ای که شگفت‌آورانه به یکی از مطالبات ملوانان کرونشتات شباهت داشت، ملوانانی که دو هفته بعد شورش کردند، اما نه علیه پوبالت بلکه برضد تمام دم و دستگاه حزب کمونیست. زینوویف در عمل تلاش کرد گروهی از دریانوردان بالتیک علیه حکومت مرکزی تشکیل دهد.

سازماندهی کنگره دهم حزب به کمیته پتروگراد واگذار شده بود. زینوویف اقدامات اداری کنگره را چنان ترتیب داد که اپوزیسیون درونی حزب شکست بخورد. کمیته مسکو متنی منتشر کرد که در آن سازمان پتروگراد علناً به «تخطی از مقررات برای بحث صحیح» متهم شد و از کمیته مرکزی خواست تا «پخش متون کنگره و زمان‌بندی برای سخنرانان را چنان ضمانت کند که…همه نقطه نظرات مطرح شوند.»(۲۷)

تزهای لنین برای کنگره دهم روز ۱۴ ژانویه تحت عنوان «پلاتفرم ده» منتشر شدند. زینوویف، تومسکی و استالین از جمله امضاکنندگان بودند. روزنامه پراودا دو روز بعد پلاتفرم بوخارین را منتشر کرد. لنین آن را «بنای تاریخی ازهم‌گسیختگی ایدئولوژیک» توصیف نمود. لنین گفت که باید علیه «عناصر ناسالم» اپوزیسیون مبارزه کرد، زیرا آنان نه فقط «نظامی شدن کار» را بلکه «روش انتصابات» را نیز نفی می‌کنند، روشی که تاکنون ترجیحاً به کار رفته است. لنین بر این نکته تأکید کرد که هر کس انتصابات را در هر صورت رد ‌کند، نقش رهبری‌کننده حزب را بر توده‌های بی‌حزب نادیده می‌گیرد. لنین در ضمن بر ضرورت مبارزه علیه انحراف سندیکالیست، که موجب نابودی حزب می‌شود، تأکید کرد و نوشت که این مبارزه باید یک بار برای همیشه صورت پذیرد.(۲۸)

این «تزهای» لنین از این جنبه جالب هستند که به ما می‌آموزند که مخالفت با وی یک واگرایی سیاسی ارزیابی نمی‌شد و تبدیل به یک  بیماری روانی می‌گردید. لنین پیش‌تر بوخارین را «بهترین روشنفکر حزب» توصیف کرده بود، اما او دیگر در «ازهم‌گسیختگی ایدئولوژیک» غوطه‌ور شده و تبدیل به یک «عنصر ناسالم» گشته بود. لنین کاملاً درست حدس زده بود که اعتراض علیه انتصاب مأموران و جایگزینی آن با انتخابات مستقیم نمایندگان، نقش رهبری‌کننده حزب را درهم می‌شکند. از همین جا بار دیگر می‌فهمیم که مطالبه شورشيان کرونشتات برای برگزاری انتخابات آزاد شوراها در چارچوب رژیم بلشویک وهمی بیش نبود.

قیام‌ کرونشتات در حالی رخ داد که فعالان بسیاری در حزب بلشویک علیه رهنمودهای آن به مخالفت برخاسته بودند. بخشی از این توده‌های محلی حزب، تمرکز و اتوریته‌ی دولت را نمی‌پذیرفتند. از سوی دیگر کشمکش‌هایی بین شخصیت‌های حزب بروز پیدا کرده بود و جناح‌های درون حزبی برای گرفتن قدرت و تمرکز هر چه بیش‌تر اتوریته‌ی مرکزی حزب علیه ابتکارات محلی به جدال با یکدیگر برخاسته بودند.

پس از مرگ لنین یک دوران گذار پدید آمد، دورانی مملو از کشمکش‌های زیرزمینی درون حزب تا یک فرقه برتر بتواند سر بر آورد. در این دوره رهبری حزب جمعی شد، جمعی سه نفره: استالین، زینوویف و کامنف. این آخری فاقد هر گونه شایستگی بود.

جمع سه نفره در عمل دوام چندانی نیافت. زینوویف و کامنف دست‌به‌دست هم دادند تا استالین را کنار بزنند، اما او هر بار نقشه‌هایشان را نقش بر آب کرد. استالین در سخنرانی ژوئن ۱۹۲۴ نخستین کنایه را به زینوویف و کامنف زد. او هر دو را به ارتکاب به اشتباهات تئوریک متهم کرد که در حزب بلشویک گناهی نابخشودنی بود.

زینوویف و کامنف علیه استالین ضدحمله سازمان دادند. آنان به تشکیلات قدرت‌مند لنینگراد (پتروگراد) اتکاء کردند که اولی کماکان در کنترل خود داشت و از بقیه حزب نسبتاً مستقل بود. پرولتاریای پتروگراد پرشمار و متمرکز بود و از نتایج سیاست نوین اقتصادی (NEP) رنج می‌برد، تبعاتی که کولاک‌ها را ثروت‌مندتر می‌کرد. کارگران لنینگراد با سیاست‌های رهبری حزب که به نفع دهقانان بودند، مخالفت می‌کردند. زینوویف و کامنف که از سیاست راست‌روانه نپ حمایت کردند، ناگهان چپ شدند و علیه آن موضع گرفتند تا بتوانند حمایت کارگران را به دست بیاورند و جای خود را در رأس قدرت حفظ کنند.

زینوویف حتا به میدان تئوریک آمد و با انتشار دو کتاب برداشت خود را از لنینیسم شرح داد. البته بسیار مشکل بود که بتوان پس از استالین و تروتسکی خوانشی نوآورانه از لنین داد. نکته‌ای که زینوویف تشریح کرد و بی‌اساس نبود این که نپ برای لنین یک گام به پس نبود، یک عقب‌نشینی راهبردی بود. شکل‌گیری یک طبقه از دهقانان ثروت‌مند لنینیسم ارتدوکس نبود، لذا باید از آن پس به پرولتاریا و دهقانان فقیر اتکاء می‌کرد. استالین سرانجام دریافت که برای کوبیدن زینوویف باید سازمان حزب را در لنینگراد خنثا کند.

مخالفان در کنگره چهاردهم در اقلیت بودند و موضع تدافعی داشتند، زیرا نمایندگانی که زین پس به کنگره‌ها فرستاده می‌شدند به دقت دست‌چین می‌گردیدند. زینوویف خواهان یک زدوبند بود تا بتواند کنترل خود را بر کارگران لنینگراد حفظ کند، اما استالین می‌خواست او را برای همیشه از سر راه بردارد. زینوویف و هوادارنش در آن زمان خواستار دمکراسی درون حزب شدند، همان دمکراسی که او دربرچیدنش کوشش‌های فراوانی کرده بود.

استالین به ویژه پس از کنگره یک ضربه کاری وارد کرد. او تعداد زیادی فعال حزب را تحت رهبری مولوتوف به لنینگراد فرستاد تا در تک‌تک سلول‌های حزب، یعنی کوچک‌ترین بخش تشکیلات، این نکته را جا بیاندازند که هر گونه خودسری در حزب سرکوب خواهد شد. مولوتوف موفق شد حمایت ۹۶٪ اعضا را در این زمینه جلب کند. چنین بود که زینوویف به ته خط رسید.

زینوویف، کمینترن و کرونشتات

زینوویف فقط رئیس شورای پتروگراد نبود. از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۶ رهبر انترناسیونال کمونیست (کمینترن) هم بود. دو منصب زینوویف در رابطه با کرونشتات تداخل به وجود آوردند و به زیان انقلاب آلمان تمام شدند. دو موضع درون حزب بلشویک روسیه در رابطه با راهبرد بین‌المللی با یک‌دیگر مقابله می‌کردند.

زینوویف و بوخارین معتقد بودند که به هر بهایی سیاست باید تهاجمی باشد، چرا که چنین امری در خود شرایط پیروزی را فراهم می‌آورد. لنین و تروتسکی هم معتقد بودند که بخت پیروزی یک انقلاب وجود ندارد و زین پس تسخیر قدرت در دستور کار نیست و باید ابتداء پشتیبانی توده‌ها را جلب کرد. لنین و تروتسکی همدست شدند تا گرایش زینوویف را از میان بردارند، اما تا کنگره سوم انترناسیونال کمونیست، ژوئیه ۱۹۲۱، کامیاب نشدند.

زینوویف پرولتاریای آلمان را وادار به حمله کرد. او بدون آن که لنین بداند بلا کون (Bela Kun) را به آلمان فرستاد و به او دستور داد تا مقدمات یک «حمله انقلابی» را بچیند. برای این حمله عنوان «حرکت مارس» انتخاب شد و شکست سختی خورد. بلا کون یک کمونیست مجاری فرومایه بود به طوری که نقش مهمی در شکست جمهوری شوراها در مجارستان داشت که فقط ۱۳۳ روز دوام یافت.

حزب کمونیست آلمان تصمیم گرفت تا در منطقه هاله‌مرسبورگ به اعتصاب عمومی فراخوان دهد. این منطقه در مرکز آلمان قرار دارد و یگانه منطقه‌ای بود که حزب کمونیست در آن پایگاه قوی داشت. حزب گمان می‌کرد که در صورت موفقیت، اعتصابات به سراسر کشور سرايت می‌کنند. مطبوعات محلی حزب فراخوان را منتشر کردند. روزنامه حزب به نام «پرچم سرخ» روز ۱۸ مارس ۱۹۲۱، روزی که قیام کرونشتات پایان یافت، بدون هیچ توضیحی به قیام مسلحانه فراخوان داد. فراخوان کم اقبال شد. تظاهرات کوچک بودند. فقط باراندازان هامبورگ و کارگران مانسفلد فعالانه شرکت کردند. نبرد مسلحانه شکستی مفتضحانه خورد. حزب کمونیست کارگری آلمان (۲۹) و حزب کمونیست آلمان مشترکاً به اعتصاب عمومی در سراسر کشور فراخوان دادند که با استقبال بسیار کمی مواجه شد و فقط ۳۰۰ هزار نفر در آن شرکت ورزیدند. این‌ها تماماً برای حزب کمونیست آلمان یک فاجعه بود. البته این حزب هیچ تحلیلی از اوضاع نداشت، به توازن قوا توجه نکرده بود و اهداف روشنی هم نداشت.

کمینترن در ماه ژوئن کنگره‌ای برگزار کرد و لنین بسیار خشمناک اشتباهات بلا کون را مطرح کرد و با استفاده از یک بازی با کلمات به زبان فرانسوی حماقت‌های او را مسخره کرد.(Les kunneries de Bela Kun)

یک فرضیه را می‌توان مطرح کرد. زینوویف به عنوان رئیس کمینترن بلا کون را به آلمان فرستاده بود. او همچنین «رئیس» حزب بلشویک در پتروگراد بود، جایی که کرونشتات در تب و تاب بود. آیا زینوویف «حرکت مارس» را برای سرپوش‌گذاری مسئولیتش در آغاز قیام کرونشتات سازمان نداد؟

جای هیچگونه شکی نیست که پرولتاریای آلمان که در مارس ۱۹۲۱ قتل‌عام شد، بهای اختلاف نظر عمیق درون حزبی بین رهبران بلشویک را پرداخت.

روت فیشر رهبر حزب کمونیست آلمان بود و گفت که کمونیست‌های روس با برنامه‌ریزی «حرکت مارس» ۱۹۲۱ می‌خواستند در رابطه با مسائل داخلی روسیه شوروی حواس‌پرتی ایجاد کنند. بلشویک‌ها هم‌زمان با «حرکت مارس» در آلمان به سرکوب کرونشتات پرداختند و مشکلات زيادی با ارتش شورشی آنارشیست نستور ماخنو در اکرائین داشتند.

دیدگاه کمونیستی به قیام کرونشتات

هرگز نباید انتظار داشت که نویسندگان کمونیست و تروتسکیست از ماهیت انقلابی و طبقاتی خواسته‌های شورشیان کرونشتات نکته‌ای مطرح کنند. آنان مدام این قیام را ضدانقلابی ارزیابی می‌کنند.

نويسندگان مذکور همواره بر دو استدلال خود پای می‌فشارند:

۱) ملوانان کرونشتات ۱۹۲۱ مانند ملوانان ۱۹۱۷ نبودند و ضدانقلابی شدند؛

۲) ملوانان کرونشتات ضدانقلابیانی بودند که از سوی روس‌های سفید پشتیبانی می‌شدند.

لئون تروتسکی نکته‌ی درستی را مطرح کرد وقتی گفت که ملوانان کرونشتات «اساساً مخالف قدرت شوروی» بودند و تخاصمشان در رابطه با شوراهایی بود که به دست بلشویک‌ها رهبری می‌شدند. مطالبات سیاسی ملوانان ربطی به ضدانقلاب نداشت و هیچ نقطه‌ی اشتراکی نیز با روس‌های سفید نداشت. ملوانان شورشی کرونشتات خواهان قدرت واقعی شوراها بودند. اما‌ برای بلشویک‌ها پذیرفتن گرایش‌های چپ انقلابی دیگر در درون شوراها به هیچ وجه پذیرفتنی نبود و هر کس آن را مطالبه می‌کرد انگ «ضدانقلابی» می‌خورد. تروتسکی به وضوح این را نوشته است:«شوراهای تحت تسلط سوسیالیست‌های انقلابی و آنارشیست‌ها به چهارپایه‌ای برای گذار از دیکتاتوری پرولتاریا به بازسازی سرمایه‌داری تبدیل می‌شد. آنان نمی‌توانستند هیچ نقش دیگری جز این در شوراها داشته باشند، حال «نظرات» اعضایشان هر چه می‌خواست باشد. قیام‌ کرونشتات به این علت ماهیت ضدانقلابی داشت.»(۳۰)

تاریخ‌شناسان آنارشیست روس تأکید می‌کنند که تروتسکی از انحصار قدرت در دستان حزب بلشویک قاطعانه دفاع می‌کرد و برای این امر هیچ ابائی برای لت و پار کردن اپوزیسیون چپ و آنارشیست نداشت.

نويسنده تروتسکیست ژان – ژاک ماری در کتابش به نام  کرونشتات (۳۱) تلاش می‌کند به خواننده القاء نماید که ملوانان قصد داشتند سوسیالیست‌های راست و منشویک‌ها را برگردانند. او می‌نویسد:«البته که قطع‌نامه ملوانان، سربازان و کارگران کرونشتات قصد داشت احزاب به اصطلاح چپ را قانونی کند، اما سوسیالیست‌های انقلابی راست را که بیش از یک بار با سفیدها ائتلاف کردند یا منشویک‌ها که معتقد بودند انقلاب روسیه فقط باید توسعه سرمایه‌داری را در برابر سلطنت فئودال تقویت کند. پس ملوانان کرونشتات نه فقط خواهان بازگشت پرقدرت که همه جانبه مالکیت خصوصی بر ابزار تولید بودند که بدون بروبرگرد بازگشت سرمایه خارجی را حتا در کشاورزي به دنبال می‌آورد.» (ص. ۳۹۸)

اما وقتی به قطع‌نامه مراجعه می‌کنیم، درمی‌یابیم که در هیچ بخش آن فقط از واژه سوسیالیست‌ها استفاده نشده‌ و همواره آن را با چپ همراه کردند، لذا منظور ملوانان هرگز سوسیالیست‌های انقلابی راست نبوده است.

تروتسکیست‌ها و کمونیست‌ها دقت فراوانی می‌کنند که پای یکی دیگر از متون کرونشتاتی‌ها با عنوان «چرا مبارزه‌ می‌کنیم» به میان کشیده نشود. آنان در این متن مطالباتشان را مطرح کردند. مطالبات کرونشتاتی‌ها فقط اقتصادی نبود و به خواسته آزادی تجارت برای دهقانان، یک خواسته ابتدائی در دوره‌‌ای که قحطی آمده بود، محدود نمی‌شد. توجه کنیم که در روسیه آن دوران اکثر دهقانان فقط خیش چوبی داشتند، تولید صنعتی سقوط کرده بود، مواد اولیه نایاب شده بودند، سوخت وجود نداشت، پول ملی فروپاشیده بود. اما بلشویک‌ها دهقانی را که دو گاو داشت متهم به مال‌اندوزی می‌کردند. حتا زینوویف گاهی سر عقل می‌آمد و سال ۱۹۲۴ گفت:«ما هر دهقانی را که در هنگام گرسنگی توانایی دارد غدایی بیابد و بخورد کولاک می‌نامیم.»(۳۲)

«چرا مبارزه‌ می‌کنیم» روز ۸ مارس کمونیست‌ها را «غاصب» توصیف کرد. در این متن از «ترس از زندان‌های چکا که وحشت‌افکنی در آن‌ها بسیار بیش‌تر از ژاندارمری تزاری» است، سخن رفته بود. متن از «بردگی معنوی» زندگی زحمتکشان تحت رژیم بلشویک نوشته بود. در جای دیگری آمده بود:«حکومت کمونیست نشان باشکوه زحمتکشان – چکش و داس – را با یک نماد دیگر جایگزین کرده است: سرنيزه و میله‌های زندان.»

«چرا مبارزه‌ می‌کنیم» هم «مجلس مؤسسان و رژیم بورژوایش» را که کادت‌ها تبلیغ می‌کردند، رد می‌کرد و هم «دیکتاتوری حزب کمونیست و چکا و سرمایه‌داری دولتی‌اش را که طناب را به دور گردن زحمتکشان انداخته و آنان را به خفگی تهدید می‌کند.» رد مجلس مؤسسان به روشنی نشان می‌دهد که شورشیان کرونشتات آن چنان که بلشویک‌ها دائماً به دروغ مطرح می‌کردند به هیچ وجه خواهان بازگشت دمکراسی پارلمانی بورژوایی نبودند. ایزوستیای کرونشتات روز ۱۶ مارس نوشت که بلشویک‌ها «کارگر را از برده سرمایه‌داری به برده شرکت‌های دولتی تبدیل» کرده‌اند.

نه کمونیست‌ها و نه تروتسکیست‌ها هرگز این متون شورشیان کرونشتات را در ادبیاتشان منعکس نکردند، چرا که تمام اتهاماتشان را مبنی بر این که شورشیان کرونشتات «مرتجع» بودند، بی‌پایه و اساس می‌کند.

نتیجه‌گیری

جنبش آنارشیستی در صدمین سالگرد قیام کرونشتات یادبودهای جانفشانان را برگزار می‌کند.  ملوانان کرونشتات پیام‌آوران یک پروژه رهایی‌بخش بودند که فشرده‌ای از آرمان‌های انقلاب روسیه بود. شاید به همین علت است که قیام ملوانان کرونشتات بیش از شورش‌های دیگر آن دوره ارزش‌های نمادین بیش‌تری را متراکم می‌کند، هر چند آن‌ها بیش از کرونشتات سرکوب شده باشند. اگر من تلاش کردم تا در مطلبی که خواندید کم‌تر به وقایع‌نگاری خود قیام بپردازم و بیش‌تر به زوایای «پیرامونی» بذل توجه کردم به این خاطر بود تا رویدادهای مارس ۱۹۲۱ را در بافت کلی‌تری قرار دهم و رابطه‌ی تنگاتنگ قیام کرونشتات و برگزاری کنگره‌ی دهم حزب کمونیست را نشان دهم و همچنین به وقایع خارج از روسیه در ارتباط با آن بپردازم.

شاید تکان‌دهنده باشم که بگویم دهمین کنگره‌ی حزب کمونیست «کرونشتاتِ» کمونیسم روسی بود، یعنی نشان داد که کمونیسم لنینیستی یک ورشکستگی جبران‌ناپذیر است.

نوشته شده در فوریه ۲۰۲۱ – برگردان به فارسی مارس ۲۰۲۱ (اسفند ۱۳۹۹)

زیرنویس‌ها:

۲۶ – تروتسکی در «کتاب زندگی من» نوشت:«وقتی اوضاع آرام بود، به قول لنین «هنگامی که ما مشکلی نداشتیم»، زینوویف به آسانی به آسمان هفتم می‌رفت. اما وقتی کارها پیچیده می‌شد، او به معنای واقعی و نه استعاری روی تختی دراز و نفس عمیق می‌کشید.»

۲۷ – نگاه کنید به کتاب بلشویک‌ها و کنترل کارگری ، نوشته موریس برینتون.

۲۸ – بحران در حزب، لنین، مجموعه آثار، جلد ۳۶، صفحه ۴۶.

۲۹ – حزب کمونیست کارگری آلمان (KAPD) یک انشعاب از حزب کمونیست آلمان (KPD) در سال ۱۹۲۰ بود. اولی شوراها را تبلیغ می‌کرد.

۳۰ – سر و صدای زیاد بر سر کرونشتات (نسخه فرانسوی)، لئون تروتسکی،  ۱۵ ژانویه ۱۹۳۸

۳۱ – انتشارات Fayard سال ۲۰۰۵.

۳۲ – استالین، نوشته بوریس سووارین، صفحه ۳۴۸.

منتشر شده در تارنمای لوموند لیبرتر، ارگان فدراسیون آنارشیست (بلژیک – فرانسه – سوئیس) ۱۵ مارس ۲۰۲۱

فدراسیون آنارشیست از سال ۱۹۵۴ ماهنامه‌ای به همین نام منتشر می‌کند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s